در سالهای آغازین دهه آخرین هزاره پیدا کردن یک آدرس اینترنتی ساده یا دریافت یک فایل متنی کوچک نیازمند ساعتها گشتوگذار کورکورانه در میان سرورهای دانشگاهی بود. کاربران امروز دنیای وب عادت کردهاند با تایپ چند حرف ساده در یک کادر سفید کوچک به تمام دانش بشری دسترسی پیدا کنند. با این حال پیش از آغاز پادشاهی گوگل در اواخر این دهه میلادی وب شبیه به یک کتابخانه غولپیکر بدون برچسب و طبقهبندی بود. در آن روزگار هیجانانگیز جستجو در اینترنت در دهه 90 یک ماجراجویی واقعی و گاهی کاملاً ناامیدکننده به شمار میآمد که ابزارهای خاص خود را داشت.
آرچی و ورونیکا؛ چراغقوههای اولیه در تاریکی اینترنت
سفر ما در تاریخچه اینترنت به دوران پیش از اختراع وب و صفحات گرافیکی بازمیگردد. در سال 1369 خورشیدی یک دانشجوی دانشگاه مکگیل کانادا به نام آلن امتیج ابزاری به نام آرچی طراحی کرد. آرچی به عنوان اولین موتور جستجوی جهان وظیفه داشت فهرست فایلهای موجود در سرورهای انتقال فایل را جمعآوری کند تا کاربران بدون سردرگمی نام فایلها را جستجو کنند.
کمی بعد سیستمهای دیگری مانند گوفر و موتور جستجوی مکمل آن یعنی ورونیکا پا به عرصه گذاشتند. نامگذاری این ابزارها برگرفته از شخصیتهای یک کمیکبوک مشهور آمریکایی بود. این پلتفرمهای ابتدایی هنوز توانایی خواندن محتوای درون صفحات را نداشتند و فقط بر اساس عنوان فایلها کار میکردند و جستجوگران را به فایل نهایی میرساندند.
ظهور خزندههای تار عنکبوت و انقلابی به نام وبکراولر
با معرفی شبکه جهانی وب توسط تیم برنرزلی مفهوم پیوند یا هایپرلینک شکل جدیدی به خود گرفت. رباتها و خزندههای نرمافزاری متولد شدند تا به طور خودکار صفحات وب را بررسی کنند. ابزار وندکس یکی از نخستین نمونههایی بود که نقشه صفحات وب را ترسیم کرد اما هنوز هم یک مشکل بزرگ وجود داشت. موتورهای جستجو همچنان کور بودند و نمیتوانستند متن داخل صفحات را بخوانند.
در بهار سال 1373 خورشیدی یک دانشجوی دانشگاه واشنگتن به نام برایان پینکرتون با معرفی وبکراولر این مشکل بزرگ را برای همیشه حل کرد. این ابزار به نخستین موتور جستجویی تبدیل شد که متن کامل صفحات را بررسی و ایندکس میکرد. وبکراولر استانداردی را تعریف کرد که امروزه نیز پایه و اساس کار تمام سیستمهای جستجو در وب است.
راهنمای دستنویس جری و دیوید و پادشاهی یاهو در وب
در اواخر سال 1373 دو دانشجوی دانشگاه استنفورد تصمیم گرفتند وبسایتهای مورد علاقه خود را در یک لیست ساده دستهبندی کنند. این ایده کوچک به سرعت رشد کرد و تبدیل به یاهو شد. یاهو در سالهای اولیه خود یک موتور جستجوی خودکار نبود بلکه از ارتشی از ویراستاران انسانی برای ثبت و دستهبندی دستی وبسایتها استفاده میکرد.
روش انسانی یاهو برای هدایت کاربران به قدری محبوب شد که این پلتفرم را به پادشاه بیرقیب وب در آن سالها تبدیل کرد. مردم در آن زمان به جای استفاده از فرمولهای پیچیده ریاضی ترجیح میدادند در میان شاخههای ورزشی یا هنری یاهو بچرخند و وبگردی کنند. این رویکرد سنتی تا مدتها جوابگوی نیازهای کاربران بود.
آلتاویستا؛ غول تکنولوژی که بازی را به گوگل واگذار کرد
اگر یک موتور جستجو را مظهر قدرت فنی نیمه دوم دهه 90 میلادی بدانیم بدون شک آلتاویستا است. این ابزار فراتر از زمان خود بود و با سرعت خیرهکنندهای میلیونها صفحه را ایندکس میکرد. آلتاویستا امکاناتی نظیر جستجوی چندزبانه و استفاده از عملگرهای منطقی را ارائه داد و حتی اولین مترجم ماشینی آنلاین را راهاندازی کرد.
با وجود این قدرت فنی بالا تصمیمات مدیریتی اشتباه این غول را به زانو درآورد. مدیران آلتاویستا به جای تمرکز بر بهینهسازی موتور جستجو تلاش کردند صفحه اصلی خود را به یک پورتال شلوغ تبلیغاتی تبدیل کنند. این شلوغی مفرط و کندی سیستم فضا را برای ورود یک رقیب بسیار سادهتر و هوشمندتر باز کرد.
ایدههای خلاقانه دیگری نیز در این مسیر پرتلاطم شکل گرفتند. سیستم جستجوی محاورهای اسک جیوز با استفاده از تصویر یک پیشخدمت بریتانیایی تلاش کرد تا امکان پرسش سوالات به زبان طبیعی انسان را فراهم کند. هرچند فناوری پردازش زبان در آن دوران ضعیف بود اما این پلتفرم راه را برای دستیارهای صوتی امروزی کاملاً هموار کرد.
عبور از کلمات کلیدی و آغاز عصر هوش مصنوعی مولد
در اواخر دهه 90 حجم اطلاعات وب به قدری زیاد شد که دایرکتوریهای انسانی و موتورهای متکی بر تکرار کلمات کلیدی دیگر کارایی نداشتند. در این زمان لری پیج و سرگی برین با معرفی گوگل و الگوریتم رتبهبندی صفحات تحول بزرگی ایجاد کردند. گوگل به جای تکیه بر کلمات صرف به اعتبار پیوندها نگاه کرد و سادگی را به وبگردی بازگرداند.
امروز ما در آستانه یک تحول بزرگ دیگر در زمینه جستجو در اینترنت در دهه 90 و مقایسه آن با دنیای مدرن هستیم. با ظهور ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی مولد مفهوم جستجو تغییر کرده است. ما دیگر نیازی به بررسی فهرست لینکهای آبی نداریم زیرا هوش مصنوعی در چند ثانیه تمام اسناد را میخواند و پاسخهای مستقیم و شخصیسازیشده ارائه میدهد.








